محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
2110
تاريخ الطبرى ( فارسي )
ابو موسى ، عامل بصره باشد ؟ » گويد : پس عثمان ابو موسى را از آنجا برداشت و عبد الله بن عامر بن كريز را كه پدر بزرگش عبد شمس بود به بصره گماشت . مادر عبد الله دجاجه دختر اسماء سلمى بود و پسر خالهء عثمان بن عفان بود . مسلمه گويد : وقتى عبد الله بن عامر به بصره آمد بيست و پنج سال داشت و اين بسال بيست و نهم بود . سخن از اينكه چرا عثمان ابو موسى را از بصره برداشت طلحه گويد وقتى عثمان بخلافت رسيد ابو موسى را سه سال در بصره نگهداشت و به سال چهارم او را معزول كرد . سالارى خراسان را به عمير بن عثمان بن سعد داد ، سالارى سيستان با عبد الله بن عمير ليثى شد كه از قوم ثعلبه بود كه در آنجا تا كابل پيش رفت ، عمير نيز در خراسان تا فرغانه پيش رفت و هيچ ولايتى تا آنجا نماند كه به صلح نيامد . عبيد الله بن معمر تيمى را به مكران فرستاد كه تا نهر پيش رفت . عبد الرحمن بن غبيس را به كرمان فرستاد و كسان ديگر را به فارس و اهواز فرستاد و اطراف بصره را به حصين بن ابى الحر داد ، آنگاه عبد الله بن عمير را عزل كرد و عبد الله بن عامر را به جايش نهاد و يك سال ببود آنگاه وى را عزل كرد و عاصم بن عمرو را به جايش نهاد . آنگاه عبد الرحمن بن غبيس و عدى بن سهيل بن عمرو را باز پس برد . به سال سوم مردم ايذه و كردان كافر شدند و ابو موسى ميان مردم ندا داد و تحريك كرد و دعوتشان كرد كه راهى شوند و از فضيلت جهاد پيادگان سخن آورد تا آنجا كه كسانى بار بر چهار پايان نهادند و همسخن شدند كه پياده راهى شوند . بعضى ديگر گفتند : « به خدا با شتاب كارى نمىكنيم تا ببينيم رفتار او چگونه است اگر كردارش با گفتارش همانند بود چنان كنيم كه اين ياران ما كردهاند . »